Red Dead Redemption-داستان (۲)
 Red Dead Redemption-داستان (۲)

Red Dead Redemption-داستان (۲)

ادامه پست قبلی

داستان و روند بازی

Red Dead Redemption-داستان (۲): سالها بعد ، جان در تلاش است تا زندگی صادقانه ای را پشت سر بگذارد

و زندگی را برای ابیگیل و پسرش جک فراهم کند.

جان در یافتن کار در یک مزرعه محلی ، مجبور است با گروهی از شرعی که کارفرمای خود را تهدید می کنند ، مقابله کند.

با اعتقاد بر این که جان هرگز از زندگی قدیمی خود فرار نخواهد کرد ، ابیگیل با جک ترک می کند.

به منظور متقاعد کردن ابیگیل که او تغییر یافته است ، جان یک قطعه زمین را با هدف تبدیل آن به مزرعه خریداری می کند.

او با چندین عضو باند بازمانده از جمله عمو ، سدی و چارلز ،

که به جان در ساخت مزرعه خود کمک می کند و برای پرداخت وام های بانکی به او شغل می دهد ، پیوست.

پس از بازگشت ابیگیل ، جان به او پیشنهاد می کند.

سرانجام ، سادی با اطلاعات منتهی به محل بل مواجه می شود و چارلز و جان را به آنها اطلاع می دهد.

در برابر خواسته های ابیگیل ، جان ، که می خواهد انتقام مرگ آرتور را بگیرد ،

با چارلز و سادی همراه می رود تا بل را شکار کند.

 Red Dead Redemption-داستان (۲)

چارلز و سدی پس از ورود به اردوگاه میکا ، توسط مردانش مجروح شده و جان را مجبور به ادامه تنهایی می کنند.

پس از فرار چند تن از مردان میکاه ، از جمله جو ، جان با بل مقابله می کند ،

فقط شوکه می شود که متوجه شد که او و هلندی ها دوباره باهم همکاری می کنند.

با این حال ، هلندی ها بل را شلیک می کند و به جان اجازه می دهد او را تمام کند.

با مرگ بل ، هلندی بدون کلمه مرخصی خود را می گیرد.

جان سپس متوجه می شود که بل از زمان پس انداز پول پس مانده در بلک واتر بازیافت کرده بود

و از آن برای پرداخت کامل وام خود استفاده می کند.

بعداً ، جان به طور رسمی با ابیگیل ازدواج کرد و هر دو در کنار عمو و جک ،

مشتاقانه زندگی جدیدی را در مزارع خود می گذرانند ، در حالی که سدی و چارلز به دنبال سایر تعقیبات می روند.

داستان (۲) Red Dead Redemption

سرنوشت اعضای باند بازمانده در مقالات روزنامه ها ، نامه ها ، گفتگوی NPC ،

برخوردهای تصادفی و چندین صحنه اعتباری میان اعتبار فاش می شود:

پیرسون یک فروشگاه عمومی در رودز افتتاح کرد ، سوانسون کشیش در نیویورک شد ،

تلی با یک وکیل ازدواج کرد ، مری- بث نویسنده شد ، احتمالاً کارن خودش را به کام مرگ می کشاند

، و اشتراوس دستگیر و در اسارت کشته شد ،

وفادار ماند و به باند ماند و هیچ یک از اسرار این باند را فاش نکرد.

در همین حال ، نماینده راس ، که هم اکنون برای دفتر تحقیقات کار می کند ،

جسد بل را کشف می کند. او و شریک زندگی اش آرچر فوردام دنباله دنباله دار را مستقیماً

به سمت مزارع جان دنبال می کنند و وقایع بازی اول را آغاز می کنند.

پس از اتمام ۱۰۰٪ صحنه ای نمایش داده می شود

که جان مارستون پس از انتقام از میکا از گور آرتور مورگان دیدن می کند.

جان به قبر نگاه می کند که می گوید: “فکر می کنم دوست من تازه تمام شده ایم.”

تهیه و ترجمه در سایت psstar.it